يادگيري زبان فرانسه، تفاوت ها و شباهت هايش با زبان انگليسي
گرچه فرانسه و انگليسي در مسيرهاي متفاوتي توسعه يافتهاند و شكاف بين اين دو زبان بيشتر شده است، اما هنوز هم از نظر ساختار واژگان و دستور زبان اشتراكات زيادي را حفظ ميكنند. زبان انگليسي و فرانسه، اشتراكات زيادي از جمله الفباي يكسان و همخانواده دارند و45 درصد از كلمات انگليسي منشاء فرانسوي دارند. با اين حال تفاوتهاي عمده و جزئي زيادي بين اين دو زبان وجود دارد، مانند فهرستي طولاني از كلمات صدها كلمه همريشه كه در هر دو زبان يكسان به نظر ميرسند و يا صداي يكسان دارند، اما معاني بسيار متفاوتي دارند.
يادگيري زبان انگليسي يا فرانسه؟
اينكه كداميك از اين دو زبان براي يادگيري بهتر است، بايد بدانيد اين موضوع كاملا بستگي به موقعيت و شرايط زندگي و آينده ي شما دارد!
زبان انگليسي:
همانطور كه ميدانيد، زبان انگليسي، يك زبان جهانيست و شما ميتوانيد در هرجايي از آن استفاده كنيد. به همين دليل مردم سراسر دنيا در حال يادگيري اين زبان به عنوان زبان دوم هستند. به شما توصيه ميشود كه اگر مايل به يادگيري زبان فرانسه هستيد، ابتدا زبان انگليسي رو ياد بگيريد بعد اقدام به يادگيري زبان فرانس كنيد.
زبان فرانسه:
زبان فرانسوي يكي از شش زبان رسمي سازمان ملل متحد، يكي از دو زبان كاري اين سازمان (همراه با انگليسي)است. فرانسوي، زباني علمي و دانشگاهيست ويكي ازمهمترين زبانهاي ديپلماتيك به شمارميرود. شما ميتوانيد زير نظر استادان مجرب، در وبسايت استاد سلام و در اختيار داشتن معلم خصوصي زبان فرانسه اين زبان را به خوبي ياد بگيريد.
يادگيري زبان فرانسه، تفاوت ها و شباهت هايش با زبان انگليسي
تفاوتهاي گرامري:
1) جنس مذكر و مؤنث اسامي:
در زبان فرانسه مانند اغلب زبانها اسامي داراي جنسيت گرامري هستند ، كه ميتواند مذكر يا مونث باشد.
حرف تعريف «le» نشان دهنده اسامي مذكر
حرف تعريف «la» نشان دهنده اسامي مؤنث
حرف تعريف «les» نشان دهنده اسامي جمع است كه بسيار نزديك به زبان انگليسي است كه در آخر كلمه به آن s اضافه ميكنيم.
در صورتي كه در زبان انگليسي چنين تغييراتي وجود ندارد و اكثر اسمها خنثي هستند.
2) صرف:
در زبان فرانسه، هر موضوع بايد متفاوت باشد در حالي كه در انگليسي، فقط سوم شخص متفاوت است.
3)حرف تعريف:
حروف Le، la و و les (the)، حروف تعريف قراردادي در فرانسه نيستند، آنها حروف تعريف نكره و وابسته به جزء هستند. استفاده از حرف تعريف بين فرانسه و انگليسي كاملا با هم تفاوت دارد، و اين بخشي است كه بايد به آن دقت كنيد.
جدول زير تفاوتهاي اصلي در كاربرد حرف تعريف در فرانسه و انگليسي را مشخص ميكند.
4) شكل منفي:
به جاي اضافه كردن non به فعل اصلي همانطور كه در انگليسي انجام ميشود، در فرانسه ne را قبل از فعل اضافه ميكنيم و نه بعد از آن.
براي مثال This is Jane در شكل منفي This is not Jane است
5)حروف بزرگ:
اغلب در زبان انگليسي، در كلمات زبانها، روزهاي هفته، ماهها استفاده ميشود، در حالي كه دستور زبان فرانسه سعي ميكنند استفاده از حروف بزرگ را به حداقل برساند.
6) اشتباه كردن افعال مشابه:
Dire (گفتن/ to say/told) و parler (صحبت كردن / to talk) صحبت كردن بايد با توليد صدا همراه باشند، اما مانند انگليسي اين دو فعل كاربردهاي متفاوتي دارند.
از dire به تنهايي وقتي كه صحبت كسي را نقلقول ميكنيد، استفاده نماييد،
- مانند: Il a dit “allons-y”! (او گفت :«بزن بريم!»/He said “let’s go!”).
يا
براي گزارش يك سخنراني:
- مانند: Il a dit que nous partirions demain (او گفت كه ما فردا ميرويم/ He said that we would leave tomorrow).
شما همينطور ميتوانيد از dire به دنبال يك اسم هم استفاده نماييد (مفعول مستقيم است)،
- مانند tu dis un mensonge (شما دروغ ميگوييد/ You’re telling a lie).
از Parler براي گفتن صحبت كردن / to talk، استفاده كنيد (بدون مفعول مستقيم)،
- مانند Vous parlez trop! (شما خيلي حرف ميزنيد/ You talk too much)،
يا با à حرف اضافه براي نشان دادن يك مفعول غيرمستقيم به كسي كه فاعل با او صحبت ميكند،كاربرد دارد
- مانند Le prof parle à ses étudiant. 7)
7) استفاده از كلمه نادرستي براي اشاره به «زمان»:
كلمهيLe temps يك كلمه مفرد است كه هميشه املايش با يك s ميباشد، در زبان فرانسه نسبت به زبان انگليسي معناي محدودتري دارد.
كلمهي Temps معادل فرانسوي كلمه weather (آب و هوا) است،
مانند Quel temps fait-il? (what’s the weather) like? (هوا چطور است؟)
كلمهيTemps همچنين معادل فرانسوي كلمه time (زمان) نيز ميباشد،
مانند Je n’ai pas le temps. (I don’t have time.). (من وقت ندارم)
اگر بخواهيد كلمه time (زمان) را در هر متن ديگري به فرانسوي ترجمه كنيد، در اينجا تعدادي از مثالهاي آن آورده شده است:
8) ترجمه نادرست وسايل حمل و نقل:
وقتي به وسايل حمل و نقل اشاره ميكنند، فعلهايي مانند پرواز كردن (to fly)، رانندگي كردن (to drive)، شنا كردن (to swim) و راه رفتن (to walk) نميتوانند مستقيما به فرانسوي ترجمه شوند.
شما ميتوانيد بگوييد (j’aime marcher (I like to walk (دوست دارم راه بروم)، كه مستقيما به عمل راه رفتن اشاره دارد.
همانطور كه براي مثال مخالف دويدن است، اما براي گفتن شما به سمت محل كارتان پياده رفتيد (you walked to work)، كه نحوه رفتن شما به محل كار را نشان ميدهد، به جمله اي با فعل aller (to go) (رفتن ) بهعلاوه وسيله حمل و نقل احتياج داريد.
به اين شكل انجام ميشود: Aller+à يا en + وسايل حمل و نقل.
9) تلاش براي پيدا كردن يك معادل براي فعل –ing در فرانسه:
در فرانسه در زمان حال به دنبال فعل –ing نباشيد، چون وجود ندارد!
فرانسه فقط يك شكل از فعل زمان حال دارد و آن حال ساده است: Je parle au facteur.(من دارم با پستچي صحبت ميكنم / I’m talking to the pastman) نگوييد Je suis parler، كه عينا به معناي I am to speak، اما معنايي به فرانسوي ندارد زيرا نميتوانيد بعد از être كلمه مصدري بياوريد.
در انگليسي شكل –ing فعل، اسم مصدر (Gerund) ناميده ميشود. فرانسه نيز اسم مصدر دارد اما كاربرد آن با زبان انگليس تفاوت دارد.
10) معادل كلمات Voir و regarder:
هركدام از Voir و regarder يك معادل انگليسي دارند: ديدن (to see) و تماشا كردن (to watch).
از Voir (ديدن) به تنهايي براي بيان اينكه شما متوجه شده¬ايد Je vois (ميفهمم/ I see) يااغلب با يك مفعول مستقيم براي بيان اينكه چيزي را ديده¬ايد، استفاده كنيد: nous avons vu des choses suprenantes (ما يك چيز شگفت¬انگيز ديديم/ We saw some surprising things).
از regarder (تماشا كردن) وقتي كه با دقت به چيزي نگاه ميكنيد، استفاده نماييد.
- مانند Il regarde la télé،، (او تلويزيون تماشا ميكند/ He watches TV)
كلمات Entender و écouter نيز معادل انگليسي دارند: شنيدن (to hear) و گوش دادن (to listen).
تفاوت بين آنها مانند تفاوت ميان voir و regarder است: entendre (شنيدن) به صورت تصادفي است، در حاليكه écouter (گوش دادن) عمدا است، مانند Nous écoutons le prof (به معلم گوش ميدهيم/ We are listening to the teacher).
تفاوتهاي تلفظي:
در زبان انگليسي صداهايي مانند retroflexel (به زمين افتادن)، th (دندان) و dh (مادر) وجود دارد كه در فرانسه وجود ندارد. به همين دليل است كه فرانسويها هنگام تلفظ آنها رنج زيادي ميكشند.
پديده رابط در زبان فرانسه زماني است كه يك صامت معمولي بي صدا در انتهاي يك كلمه در ابتداي كلمه اي كه بعد از آن كلمه ميآيد تلفظ شود. به عنوان مثال، "مانند تلفظ ميشود، اما "شما داريد" مانند تلفظ ميشود.
در برخي موارد در زبان فرانسه صامتها در آخر كلمه تلفظ نميشوند. به عنوان مثال، در كلمات سرد و گرم، d پاياني تلفظ نميشود، بنابراين از نظر آوايي آن و است، اما در كلمه جنوب، d تلفظ ميشود.
والبته، پيچيدهترين قسمت تلفظ فرانسوي اغلب حرف r است كه صداي ناوداني است كه در اعماق گلو ايجاد ميشود.
اصطلاحات متفاوت براي كلمات مشابه زبان فرانسوي و انگليسي:
تفاوت در لغات و اصطلاحات بين اين زبان در عين سادگي بسيار پيچيده و گيجكننده است و ممكن است زبانآموز را دچار اشتباه كند.
براي جلوگيري از اين اشتباه و درك عميق و بهتره اين تفاوتهاي پيچيده، بهتر است از يك متخصص و معلم زبان فرانسه كمك بگيريد. تا ابتدا متوجه شويد دقيقا منشاء اين اشتباهات كجاست و چه چيزي باعث ميشود در به كارگيري كلمات به مشكل بخوريد!
در ادامه چند نمونه از لغات و اصطلاحات مهم را ذكر كردهايم كه با مرور آنها ميتوانيد تا حدي با اين تفاوتها و شباهتها آشنا شويد:
واژههاي قرضي:
واژههاي قرضي واژههايي هستند كه از زبان كشور ديگري وارد اين زبان شدهاند ولي با همان معني و مفهوم به كار نميروند. براي مثال، لغات زيادي از زبان فرانسوي وارد زبان انگليسي شده كه از آنها ميتوان به “déjà-vu,” “silhouette,” “prestige,” “coup d’état” و “debacle.” اشاره كرد.
واژههاي هم ريشهي يكسان (Les mots apparentés identiques):
واژههاي هم ريشه واژههايي هستند كه ماهيت و ريشهي يكساني دارند اما الزاما معني يكساني ندارند. برخي از كلمات آنقدر شبيه هستند كه حتي يكسان هستند، به جز تلفظ "e" درزبان فرانسوي.
لغات همريشهنما يا همخانوادههاي دور (Les cousins éloignés):
اين كلمات ممكن است به نظر هم ريشه باشند، اما در حقيقت از يك ريشه نيستند. براي مثال كلماتي مثل arch/architect يا pen/pencil به نظر هم ريشه هستند و ممكن است به خاطر معني، مرتبط با يكديگر به نظر برسند.
اما اينطور نيست و آنها ريشهي يكساني ندارند.كلمات همريشهنماي زيادي در زبان فرانسوي و انگليسي وجود دارد كه ممكن است با ديدن آنها، معني آن را تصادفا حدس زده و اشتباه كنيد.
لغات مترادفنما يا دوستان دروغين ( Les faux-amis ):
لغات مترادفنما يا “false friend of a translator” به كلماتي ميگويند كه ظاهرا بايد هم معني باشند، ولي از لحاظ معنايي كاملا متفاوت هستند. ممكن است كلمات مترادفنما، در حقيقت همريشه نيز باشند، اما هميشه اين اتفاق نميافتد.
شايد به عنوان يك خودآموز شروع به يادگيري زبان فرانسه كنيد و در ابتداي ورورد، در برخورد با كلمات و اصطلاحات متفاوتي قرار بگيريد كه كار را برايتان دشوار كند و شما را از ادامه روند يادگيري اين زبان شيرين منصرف كند.
فراموش نكنيد هر زباني در ابتدا دنياي ناشناختهاي است كه ورود به آن دشوار است اما اين دليل نميشود كه گاردتان را پايين بياوريد، بلكه با تمرين و ممارست بيشتر و كمك گرفتن از تجربيات يك مدرس زبان فرانسه، و استفاده از روش مناسب يادگيري ميتوانيد اين مشكل را برطرف كنيد و از يادگيري لذت ببريد.
هنوز كلي كلمهي مختلف وجود دارد كه مشابه كلمات زبان انگليسي هستند اما همچنان، معني و مفهوم ديگري دارند.
بايد هميشه هشيار باشيد و سطح مطالعه خود را بالا ببريد و حتما به محتواي متن دقت كنيد.
*براي خواندن كامل متن خبر روي ادامه مطلب كليك كنيد.
برچسب: معلم خصوصي ، كلاس خصوصي زبان فرانسه ،كلاس آنلاين فرانسه، يادگيري زبان فرانسه،
ادامه مطلب